هر روز یک داستان کوتاه
بمباران

صد دقیقه

کانال تلگرام
تلگرام

از دخترم میپرسم :
به نظرت توی صد دقیقه میشه چکار کرد؟
میپرد بالا و با هیجان میگوید: یه عالمه بابی اسفنجی دید
میگویم ؛ خوب، دیگه
همسرم روی گاز را نگاه میکند و بالبخند میگوید ؛میشه یه قرمه سبزی باحال پخت.
بعد مثل یه مسابقه شروع میکنند
میشه.”شام خورد ”

“پارک رفت”
“یه منچ زد”
“سینما هم خوبه ها ”
بلند میشوم سمت آشپزخانه
زمزمه میکنم :
(بستگی دارد کی باشی ،
میتوانی توی صد دقیقه
چهارصد نفر رابکشی ،هفتصد نفر را معلول کنی و هزاران نفر را بی سر پناه،اگر اسمت صدام باشد )

چهارم آذر ۶۵،اندیمشک
طولانی ترین بمباران بعد جنگ جهانی دوم

 

فرزانه حسین زاده

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.