هر روز یک داستان کوتاه
نطفه

نطفه ( کار مشترک مهسا بهرامی فرد و امید شهبازی )

کانال تلگرام
تلگرام

سراسر افسانه است و باطل، آنچه چیزی هست و آنکه کَسی و جهانم گاوی ست که درون آن خوابیده ام، از تخمش ،نطفه ی تو را دارم، حرام زاده ای که نفرین کایناتی بر من و جهانم، گاو بچه ای که مادرانه دوستت دارم و هیولاوارنه میمکی شیره ی جانم را، از پدرت میپرسی و نشانی تمام جهانم را میدهمت، من تو را از همه ی جهان باردارم ، بی آنکه به دنیا بیاورمت، انگار لته خونی باشی بویناک و دنیا مسجدی بکر، باید تاب بیاورمت در خودم، جهان من پر است از حرام زاده هایی که مادرانشان هرزه اند پدران شان را، و تو که نیم از همه ای و نیم از مادری که باکرگی اش هزار تویی ست بی پایان، باید ست ماندنت و مردنت در این توی در توی تجرد، نطفه ای که هرگز زاده نمیشوی از مادری که هر سر مویش را با جریدگی ست پیوندها و تو چه دانی که جریدگی چیست و چه ها و چه ها!!!   مهسا بهرامی فرد

دیدی چه قدر چ چید تهِ داستانش؟ قدِ نقطه هایش حرف داشت که انتهایش با بغض، پشتِ درِ اشک هایش با لرز بگوید نیا، نقشش پ در کپک بود، بینِ کِ ها فاصله انداخت و خودش تنها ماند، گرچه نبودش هم فقط کک میساخت، باز خونِ ماها میرفت، بماند که خونِ من دیده بود خوابَش را، که جاری اش میکند آن میخِ حرام زاده ی دیوار که پشت قابِ عکس بو میکشید موهایش را، نیا به دنیا و همان جا بمان، نیا جایی که سهم گوش ها گوش پاک کُن است و آهنگ ها ریتم میشوند برای تخت که فشار ها تندتر شود، من جای تو حرف میزنم آن هم به زبانی که خودت دوست داری، فارسی… من فارسم و یک سلمانِ چند سانتی ازم آویزان، فکر فرار ندارم چون که شهیدهای خیالم همه کوچه های بنبست نصیبشان شده است، مثبت(+) های درونم خودشان را میکِشند تا که شبیه صلیب(†) شوند و منفی ها آماده ی مراسم آویزان کردن جسم خسته ام. دنیا پَست ترین سکانسِ هستیست و خدا هرجا بخواهد تو را کات میکند، خدا مارا نیاورد فقط با اسممان کار میکند، تو نیا اما، اینجا به عقب رفتن ندارد از عقب درد دارد، و جلو چیزی به جز باخت و دوباره ساختنِ قصه ی تاریکی نیست، من کاری نکردم اینبار، خود او با چیست و چه های تهِ حرف هایش مرا گَرم کرد، خشک نوشت و دهانِ کلمات را گَس کرد، من هم دیدم که انگار گَ را دوست دارد، وزن دادم تا که گَوزن شود و بدود به انتهای آن دشتِ سیاه که مردمش گوشت نداشتند و خدا عکس گَوزن را میفروخت…    امید شهبازی

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.