هر روز یک داستان کوتاه
شعر سپید

سپید چیست ( جوهره و کشف )

کانال تلگرام
تلگرام

شعر بر دو قسم است
اول : کلام موزون شده
که آنهم خوب و بد دارد حرفه ای و دلنشین آن بسیار هم زیباست و در حقیقت وظیفه ی شعر بیان کلام با پیرایش و آرایش است

نمونه های بسیار شکوهمند آرایش کلام در چنگ حافظ است

ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

این نمونه زیبا ، شکوه چیدمان صحیح کلمات و تاثیر اعجاب انگیز ردیف و قافیه در کلاسیک است ولی بدون وزن قافیه در آن لذتی نیست

بیشتر اشعار فارسی در این حیطه اند البته در محدوده ی قدرتمند و ضعیف و با فاصله ی بسیار.

دوم : کلام همراه کشف
شعر یا بیتی است که انسان را به مکث و تامل و تحسین وا می دارد
این شعر ها از دیگر اشعار خاص ترند
مثال این شعر حافظ

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند..

و گاه در بیتی از یک غزل حادث می شود
برای مثال این بیت سعدی در غزل معروفش از دیگر بیت ها یک سر و گردن بالاتر است
سروی به لب جویی گویند چه خوش باشد
آنان که ندیدستند سروی به لب بامی

تمام شاه بیت های فارسی از این جمله اند.
صائب بسیار دارد
دست طمع چو پیش کسان میکنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
یا
من از روییدن خار…
یا
ناله ی شمع از برای…

و از معاصر ترها اگر مثال بزنم

بیشتر بیت های این شعر از فرخی یزدی
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم

یا مثال از حسین منزوی
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود

یا بیشتر بیت های این غزلش
زن جوان غزلی با ردیف آمد بود

ما به این بیت ها یا غزل ها میگوییم دارای جوهره ی شعر است
شاعر هیچوقت نمی تواند در همه ی آثار خود این جوهره را جاری کند در بعضی از بیت ها و در بعضی از غزلها موجود است مابقی آرایش کلام است،

از کلام موزون، وقتی آرایش کلام را بگیرید دیگر قابل تحسین نیست.

اما اگر شاه بیتی را از وزن و قافیه ، ناموجود کنیم باز هم ته مانده کلام پر معنا و زیباست.

از این به بعد ما به اینگونه بیت ها و شعر ها میگوییم دارای «کشف» است
پس هر گاه بعد از این سخن از کشف شد باید بدانیم چیز خاصی ست و در هر کلام و بیان و بیت و شعری موجود نیست
(چون میتوان گفت هر کلمه ای دارای کشف است و کشف اگر حادث نشود اصلا کلامی بوجود نمی آید این موضوع فرق میکند
دقت کنید این کشف که از آن صحبت میشود بسیار نادر و شکوهمند است.)

ادبیات وقتی به این جوهره پی برد و در خود این استعداد ناب را دید و شاهد بود نابغه ای چون شاملو می تواند با حذف بیشتر آرایه ها و صنایع به بیان آزادانه ی کشف خود بپردازد سپید را پذیرفت.
سپید یعنی وقتی چیزی دارای درونمایه ی شکوهمند و تاثیر گذاری ست میتوان آنرا بدون هیچ گونه آرایشی بیان کرد.

اگر قبول کنیم که سپید همان ساده شده ی شاه بیت های و شعر های دارای کشف کلاسیک است پس باید قبول کنیم که هر چند وقت یکبار شاعری میتواند به این کشف شکوهمند دست یابد
اینجاست که شاعرانی که دارای استعداد دو گانه ی در وزن و بی وزنی سرایی هستند جایگاهشان ویژه میشود
چون هر کلامی که نیاز به آرایش داشته باشد را در ظرف کلاسیک و هر بیانی که دارای کشف و جوهره ی شعر است را در قالب سپید میریزند
اما کسی که تنها سپید میگوید اگر حتا فرض کنیم که حرفه ای نیز باشد نمی تواند همیشه شاه بیت خلق کند پس در آثار او نیز با نا سپید هایی رو برو می شویم
سپید جوهره ی شعر است
به نظر من به کمتر اثری لقب سپید اطلاق می شود
مثالی بزنم
این کلامی ست که چه در وزن چه در بی وزنی شکوهمند است

به دیدنم که می آیی
خودت را بیاور
که نگهبان ها ببینند
زیبایی از آزادی بزرگ تر است
سید مهدی موسوی

چون دکتر موسوی بر کلاسیک چیره است نیاز ندارد هر ورودی احساسی را در ظرف سپید بریزد او‌به سلاح کلاسیک مجهز است پس وقتی سوژه ای در ذهنش به شکوهی برسد که از همان نخست حامل کشف تکاندهنده ای باشد دیگر نیازی نمی بیند آنرا در قالب های کلاسیک بیان کند شاه بیت را قبل از آرایش و پالودن به وزن و قافیه ساده میکند و بدون هیچ تکلف و تفاخر و جابجایی ارکان جمله و یا صفت و موصوف اضافه ای بیان مینماید
این سپید است
و همانطور که گفتم
باقی نوشته های که امروزه با آن مواجه هستیم از هر کسی و به هر نامی
زیر هم نویسی
نثر
زیبا نوشتن

و از این دست است و به هیچوجه سپید نیست

 

نادر ختایی

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.