هر روز یک داستان کوتاه

ازچشمه سار امید، نومیدی می جوشید

کانال تلگرام
تلگرام

 

 

 

یا للعجب!

: از ابر، آتش می بارد

از ترانه، گلوله

از قلب، کین!

از چشم ها، …

 

آااای، مسافران!

آااای، ساکنان!

آااای، دهگانان!

یاری‌گری هست؟

 

این چشمه را نقبی، کاریزی، قناتی،  باید!

 

سرچشمه، هیچگاه بر سطح نیست، در عمق است.

این؛ عمق خطای دید ماست.

 

ماراست:

کندن و کاویدن و گشتن

ماراست:

عمیقیدن، غوصیدن، غوطیدن!

یاریگری هست؟

 

دست به تیشه می برم؛ تنها!

حفر می کنم؛ تنها!

پیش می روم؛ تنها!

 

ده…صد… هزار….ده هزار گز!

یک…ده….صد چاه هوا

چهار….پنج….ده تونل انحرافی

و چند مانع سخت و سنگین؛ بر سر راه!

 

به اقیانوسی می رسم؛ تنها!

پای در آن می نهم؛ تنها!

غوص می کنم؛ تنها!

یاریگری نیست؟

 

سرچشمهء سرچشمه!

و باز هم نومیدی!

منبع امّید نیز، از نومیدی سرشته

یا للعجب!

پس امّید کجاست؟

 

 

غوص می کنم

غوطه میخورم

تا عمق، می روم؛

تنها!

 

لایه های سخت

غیر قابل نفوذ

حتی ذرات میکرونی را نیز راه عبوری!

 

نَفَس ام تمام می شود

به سطح، بر می گردم

هوا می گیرم

به عمق می روم ؛

شمال

جنوب

شرق

غرب

همه جا بن بست!

همه جا تعطیل!

 

یاریگری نیست؟

 

فروتر نمی توان رفت؛

فراتر نیز!

اینجا انتهای حوزهء استحفاظی ذهن است.

دیواری پولادین!

 

صدای ذهن:

 

در ماوراء، هیچ نیست!

هیچ «است»!

هیچ «نیست»!

 

چه فرقی دارد برای«هیچ»:

«بودن» و «نبودن»؟؟؟؟

 

هیچ، هیچ، هیچ

و

هیچ!

 

یاریگری نیست !

 

به سطح بر می گردم

هوا می گیرم

نفس می کشم

دراز می….

ذهنم، به اندازهء پوست گردویی؛

که سوراخ نیست

 

بر می خیزم

مشتی از اقیانوس امّید که پر از نومیدیِ امّید است؛ از نومیدی

باید مولکول های این مشتک را تجزیه کنم

 

یاریگری نیست!

هیچ کس!

 

آزمایشگاهی می سازم:

چه می دانم !!!

چند سال؟ چند قرن؟ چند هزاره؟

چه می دانم!!!

از کجا؟ به چه شکل؟ با کدام امّید؟

 

تجزیه می کنم؛

از مولکول به اتم

از اتم به اَنْفِراتم

از انفِراتم به کوارک

از کوارک به هيگْز

از هيگْز به هیچْز

….

به هیچ

 

 

باز به اقیانوس می رسم:

راکد

ساکن،

و خاموش!

با بی نهایت هیچ!

 

یاریگری نیست!

به خود می رسم

 

هم میزنم:

 

خودم را!

اقیانوس را!

 

نه بویی، نه طعمی، نه جوششی!

نه صدایی، نه نوری!

 

هم میزنم:

 

حرکتی، تکانه ای، موجی ی ی ی ی !

هم میزنم

موج، موج، موج!

هرکدام سوار بر یکدیگر

همدیگر را بلند میکنند

بلندتر

بازهم بلندتر

 

و من همچنان؛

هم میزنم

 

موجها از سرم بالا می روند

مرا خیس میکنند

بالاتر

مرا هل می دهند

موج

اَبَر موج

بلندتر!

 

هم میزنم

 

-هم نمیزنم: شنا میکنم

می خواهم نجات بدهم خودم را

لحظه ای دست از «هم زدن»، «شنا کردن» برمی دارم.

موج ها مرا با خود می برند.

 

شنا می کنم، هم میزنم، مقاومتی سخت!

موج ها بلندتر میشوند

سهمگین تر

خروشناک تر

خشمگین تر

 

خُرد می شوم

صدای شکستن استخوان هایم

گم میشود در صدای امواج

نرم می شوم:

از دستهء نرم تنان اقیانوس

 

شنا میکنم، هم میزنم،

مقاومت!

 

عضلاتم می سوزند

آب میشوند:

نرم تر می شوم

ژله ای !

حجمی از کریستال مایع!

 

موج،

موج بلند،

خشمگین و طنابنده:

کریستال های مایع؛

ژله ها، در اقیانوس، پخش میشوند

حل میشوند

 

کف میکُنم

جان میکَنم

جان می دهم

تسلیم می شوم

آب می شوم

ناب می شوم

روان می شوم

روح می شوم

 

اکنون خود ِ اقیانوس ام!

خروشان و مواج

در حرکت

در سفر

در فغان

 

اقیانوس ام:

اقیانوس نومیدی

اقیانوس امّید

چه فرقی میکند؟

 

اینک آغاز گشته ام

متولد شده ام

بازتولید شده ام

و می یابم: حقیقتی نیست،

امیدی نیست،

نا امیدی ای نیست.

چون؛

دروغی نیست.

 

ذهنم سوراخ میشود

از همان سوراخ خارج میشوم

جایی که هیچ،ضدّی نیست

امّید نیست

نومیدی نیست

حقیقت نیست

دروغ نیست

من و تو و او نیست

 

همه چیز یکدست؛

همانند«هیچ»

و می اندیشم:

خالقِ تمام تضادها؛ من ام

واضعِ تمام قوانین؛ من ام

امید و نومیدی؛ من ام:

درست، وقتهایی که در تلاطم ام،

و جویندهء راه نجات!

 

به انتهای امّید میرسم: نومیدی ست

به انتهای نومیدی: امّید

به انتهای بیرحمی میرسم: عشق است

به انتهای عشق: بیرحمی

به انتهای خویش میرسم: اوست

به انتهای او میرسم: من ام

 

در انتهای هر چیز، ضد آن:

مرز غیر قابل تفکیک

طیف نا گسسته

نمیدانم کجا شروع می شوم از او

کجا پایان می یابم از خودم

 

جمع ضدین ام:

«خود» ام:

وقتی هستم –>ذهن

 

و یکپارچه، بی کرانه،

و تجزیه ناپذیرم؛

«اوی» ام:

وقتی  نیستم –>روح

 

من خدای کوانتوم ام.

آن که:

هم هست، و هم نیست!

 

شهرام شعبانی نیا

 

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.

نوشته ها