هر روز یک داستان کوتاه

آواز گون ها

کانال تلگرام
تلگرام

 

 

 

آواز گون ها

 

 

در اين برزخ سرد

چو ققنوس افسانه ها

دم به دم مي كشي پر

ز خاكستر خود به سوي رهايي

 

 

كه تا نفسرد آتش قلب تو در هوايي

كه در آن

نفس همچون إبر سترون

كدر مي كند اين گذرگاه بي انتها را

 

دريغا كه اين زمهرير زمستان

كه هرگز ندارد نشاني ز پايان

بخشكانده جز ما گون ها

تمام جهان را

 

در اين برزخ سرد

كه خورشيد سيمين

فسرده ز حزن و ز سرما

تو خورشيد مائي

 

 

تو ققنوس ما گر سپيده دمان

سر ز خاكسترت برنداري

و اميد روزانه را در دلمان نكاري

سحر گم كند راه خود را

 

 

مهدی صداقت پیام

 

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.

نوشته ها