هر روز یک داستان کوتاه

درد

کانال تلگرام
تلگرام

درد ی کشیده ایم، در خود خزیده ایم

از عشق غیر از این چیزی ندیده ایم

 

چون قصه ای عجیب بی پا و بی سریم

تبعید می شویم، سیبی نچیده ایم

 

ما خود حکایتیم، غرق شکایتیم

در راه مانده ایم از بس دویده ایم

 

راهی که می رویم یا که نمی رویم

تحمیل کرده اند یا خود گزیده ایم؟

 

خواهی بمان نرو…خواهی برو نمان!

لعنت به هرچه عشق! ما دل بریده ایم

 

این بار سوی ما تیری روان نبود

ما آهوان دشت، از خود رمیده ایم

 

القصه الامان زین رنج ، چون کمان

چون کوه بوده ایم، اینک خمیده ایم..

 

 

مسلم طاهری مقام

 

 

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.

نوشته ها