هر روز یک داستان کوتاه

شعر و قصه معاصر ايران در يك نگاه

عبدلعلی دستغیب
کانال تلگرام
تلگرام

عبدالعلى دست غيب

بيش از چند دهه از آغاز دوره ى رونق يافتن شعر و داستان مدرن در كشور ما آمده و رفته است . در اين دوره ها نخست نيمايوشيج و دكتر مقدم و دكتر تندركيا در شعر و بزرگ علوى ، هدايت و جمالزاده در قصه و نوشين در تئاتر روى صحنه اند پس از شهريورماه ١٣٢٠ و پيدايش آزادى نسبى و فروريختن بساط خودكامگى ٢٠ ساله… احزاب و مطبوعات تندرو، پرچم نوآورى برافراشتند و از آزادى ، دموكراسى و انقلاب سخن به ميان آوردند . جامعه ى راكد و خواب آلود ما تا حدودى از نهيب جنبش هاى جديد تكانى خورد و در برخى حوزه ها به متجددان پيوست و هم در آن سال ها شعرگوئى به سبك نيما و قصه نويسى به شيوه ى هدايت باب شد و دست و پاى گذشته گرايان و طرفداران قصيده و غزل و هزل گفتن را در پوست گردو گذاشت .

در دهه هاى ٣٠ و ٤٠ آتش و تب تندروى در ادب و سياست هر دو ، تند شد به طورى كه در زمينه ى سياست عده اى خواهان الغاء سلطنت و اعلام جمهورى دموكراتيك شدند و در ماه هاى تير و مرداد سال ١٣٣٢ اين موضوع را در معابر فرياد كشيدند . كودتاى ٢٨ مردادماه ١٣٣٢ و سقوط جنبش ملى ودولت دكتر مصدق ، گرچه راه را بر تندروان سياسى بست اما مانع از تندروى و تجدد ادبى ، هنرى و نظرى نشد و راه را براى جنبش هاى فكرى و هنرى پيشتاز باز كرد به طورى كه در زمينه هاى ترجمه ، شعرنويسى ، قصه گوئى و تغييردادن در نحوه ى رفتار و گفتار ، دهه هاى سى و چهل دوره ى رونق و اوجى را نشان مى دهد كه در جامعه فئودالى ما بى سابقه بود و هست .
در زمينه ى شعر جز نيما ، شاملو ، اخوان (م.اميد) و چند تن ديگر شاخص ترند و پرچم نوآورى شاعرانه را به دوش مى برند. پس از نيما البته نخست شاملوست كه در هر زمينه يكه تازى مى كند : شعر مى نويسد ، مقاله مى نويسد، ترجمه مى كند ، روى پرده ى سينما مى آيد ، فيلمنامه مى نويسد ، نشريه و مجله چاپ مى كند . به گفته ى خودش،پس از نيما ، نخستين كسى است كه در باغ «نوآورى» را به روى ديگران مى گشايد .
– [ ] اخوان ، فروغ فرخ زاد ، نصرت رحمانى و سهراب سپهرى نيز هر يك به شيوه اى ويژه ، در عالم شعر راه تازه اى مى يابند . در اين ميان كسانى مانند يدالله رؤيايى ، احمد رضا احمدى ، نورى علاء از مسيرى كه نيما نشان داده بود ، منحرف مى شوند و سخن از شعر حجم و موج نو مى دارند . در عالم قصه نويسى نيز بهرام صادقى ، احمد محمود ، غلامحسين ساعدى ، هوشنگ گلشيرى ، دولت آبادى ، شهريار مندنى پور ، ابوتراب خسروى ، زويا پيرزاد … داستان و رمان مى نويسند . در همين دوره فيلم هائى مانند رگبار و شازده احتجاب … ساخته مى شود كه همه و در مجموع «ادبيات مقاومت » را تشكيل مى دهند . بيرون از اين حوزه ، اشعار رهى معيرى ، ابوالحسن و رزى ، مهدى حميدى ، سيمين بهبهانى و قصه هاى على دشتى ، ابوالقاسم پاينده … نوع ويژه اى ادبيات مى سازد كه «ادب رسمى » ناميده مى شود . در مثل اشعار مهدى حميدى و شعرهاى آغازين سيمين بهبهانى … وقف توصيف عواطف شخصى و گاه حاكى ازابراز اميال اروتيك است و در همين زمينه نويسندگان ما گاهى تا مرز توصيف زندگانى بى بند وبار و اهل دانسينگ مى روند ( تويست داغم كن ر. اعتمادى و با شرف ها» اثر عماد عصار كه در عالم الفيه شلفيه نويسى ( پورنوگرافى ) نمونه است ) در قطب ديگر اين ادبيات ، ادب سياسى و غالباً از رئاليسم اجتماعى داريم كه مبارزه ى مسلحانه و نبردهاى قهرمانى با حكومت سلطنتى را در آماج خود دارد : چشم هاى قهرمان باز است ( احسان طبرى) ، آمريكا ، آمريكا …(سياوش كسرائى) و نوشته هاى آل احمد ، سعيد سلطان پور و خسرو گلسرخى ….دسته بندى اين آثار آسان نيست چرا كه شاعران و نويسندگان ما به پيروى از ادبيات مدرن آثارى پديد مى آورند مشابه آثار جويس ، فاكنر، بكت ، رمبو و گاه مشابه آثار گوركى، شولوخف و گاه مانند آثار سوررئاليست ها و سمبوليست هاى باخترى آثار ديگرى كه در دهه ى ٧٠ به بعد رايج مى شود، آثار پست مدرنيستى است و نمايندگان آن ، باباچاهى ، عبدالرضائى ، فلاح ، بهزاد خواجات ، رضا براهنى … هستند و در دهه هاى ٨٠ و ٩٠ به طور عجيبى اين آثار بر آثار ديگر غلبه پيدا مى كند به طورى كه ديگر ، نوشتن به شيوه ى جويس ، فاكنر يا چخوف و گوركى و شولوخف را از صحنه خارج مى سازد . در اين دو دهه قصه نويسى به شيوه ى پست مدرنيستى نيز عجيب رونق مى گيرد كه يكى از نمونه هاى بارز آن ، رمان «گرازها» نوشته ى فرشته حكمت است . البته شعرها و قصه هاى پست مدرنيستى امروزه زياد نوشته و چاپ مى شود اما خواننده و خريدار فراوان ندارد و عده اى كم شمار از آن ها استقبال مى كنند .

نظر دهید

دسته‌ها

داستان های با قلم خودتان را برای ما ارسال کنید تا علاوه بر دریافت نقد، داستانتان را هم در سایت منتشر کنیم.

نوشته ها